بیشتر دخترانی که ماجرای ارتباط خود را بیان می کنند، می گویند «او به من گفت که ما با هم ازدواج خواهیم کرد». اما تجربه نشان داده که بیشتر دوستی هایی که در کوچه و خیابان و راه مدرسه و دانشگاه و محل کار رخ داده، به ازدواج ختم نمی شود، چرا که همه مردم به طور فطری ارزش پاک بودن را می دانند،...




سرهنگ تواضعی مثل همیشه پشت میزش نشسته بود و برگه های مقابل رویش را زیر و رو می کرد، ناگهان مانند کسی که چیز جدیدی پیدا کرده باشد، خطاب به خبرنگاران گفت: صبر کنید، این موضوع خیلی جدیده، اتفاقاً راه پیشگیری هم دارد و حتماً هم باید از سوی خانواده ها جدی گرفته شود.

خبرنگاران که کم کم آماده می شدند تا سالن مصاحبه را ترک کنند، روی صندلیهای خود آرام گرفتند و منتظر شدند تا سرهنگ مثل همیشه از جنایتهایی سخن بگوید که یک سر آن به سهل انگاری شهروندان مربوط می شود.

مدیرکل مبارزه با جرایم جنایی ناجا گفت: بنابر آخرین آمار نیروی انتظامی 40 درصد از فجایع تجاوز به عنف در پی برقراری دوستی های پنهان و خیابانی و با وعده ازدواج اتفاق می افتد.


* ماجرا جدی است
مدتهاست وقوع روزانه تعداد قابل توجهی انواع جرایم تجاوز به عنف علیه دختران و زنان جوان، مسؤولان انتظامی را نسبت به آگاه سازی این قشر از جامعه هوشیارتر کرده است. جرایمی که در پی غفلت قربانی و یا به نوعی سهولت اغفال وی از سوی مجرم رخ می دهد و آثار جسمی و روحی زیادی برای او و خانواده اش در پی دارد.

امروز گسترش برقراری ارتباطات میان دختران و پسران جوان با توجه به آداب و رسوم و فرهنگ سنتی جامعه ایرانی منجر شده تا افرادی در پوشش دوستی های خیابانی با تأکید بر پنهان ماندن این روابط، نقشه مجرمانه خود را عملی کرده و قربانی را در برابر کار انجام شده قرار دهند.

وقوع این قبیل حوادث در حالی است که نقش قربانی را نمی توان انکار کرد؛ زیرا براساس بررسیهای صورت گرفته در بسیاری موارد، فرد خود زمینه ارتکاب جرم را برای طرف مقابل ایجاد می کند.

سرهنگ علی تواضعی در این خصوص به خبرنگار ما می گوید: مجرمان به بهانه دوستی های خیابانی، قربانیان را به بهانه ازدواج و شناخت اولیه ابتدا اغفال کرده و سپس نقشه شیطانی خود را عملی می کنند.

وی می افزاید: براساس گزارشهای رسیده از پرونده های تجاوز به عنف، اغلب دختران جوان به دنبال دوستی های پنهان و دور از چشم خانواده، بعضاً تحت تأثیر قرصهای موسوم به اکس و یا به بهانه دیدار با خانواده طرف مقابل و یا به قصد تفریح در جاده های خارج از شهر به مناطق متروکه و خالی از سکنه رفته و در همانجا از سوی یک یا چند نفر مورد تعرض قرار می گیرند.

مدیرکل مبارزه با جرایم جنایی ناجا با تأکید بر اینکه معمولاً یافتن ردپایی از مجرمان به دلیل آنکه اغلب دارای هویتهای جعلی هستند بسیار سخت است، خاطرنشان می کند: آمار جرایم اتفاق افتاده در این حوزه بر لزوم عدم برقراری این گونه روابط تأکید دارد.

وی خطاب به والدین نیز اظهار می دارد: خانواده ها با نظارت بر ارتباطات فرزندانشان بخصوص دختران جوان و شناخت بیشتر از آنها می توانند تا حد قابل توجهی از آسیبهای احتمالی جلوگیری کنند.

سرهنگ تواضعی در ادامه تصریح می کند: دختران جوان هوشیار باشند که دوستی های خیابانی و روابط پنهان که بعضاً از طریق اینترنت، چت، ارسال پیامهای کوتاه از طریق تلفن همراه آغاز می شود، خود شروعی برای ارتکاب جرم است؛ زیرا مروری بر پرونده های موجود در آگاهی نشان می دهد، خطاهای رفتاری، افراد را در دام شکارچیان مجرم گرفتار می کند.

* دوستی با وعده قشنگ
شاید جوان بودن نگارنده باعث شده تا با حضور در میان این قشر از سویی و حضور در ادارات انتظامی از جمله آگاهی و مفاسد اجتماعی و کلانتریها بتواند با مشکلات و مسایل آنها بیشتر آشنا شود.

در این بین شاهد بسیاری از دخترانی بوده ایم که گوهر عفت خود را فدای یک لحظه غفلت کرده اند.

بیشتر دخترانی که ماجرای ارتباط خود را بیان می کنند، می گویند «او به من گفت که ما با هم ازدواج خواهیم کرد». اما تجربه نشان داده که بیشتر دوستی هایی که در کوچه و خیابان و راه مدرسه و دانشگاه و محل کار رخ داده، به ازدواج ختم نمی شود، چرا که همه مردم به طور فطری ارزش پاک بودن را می دانند، بنابراین همان جوانی که قبل از ازدواج ممکن است با چندین دختر ارتباط داشته باشد، در هنگام ازدواج از مادرش می خواهد که برای او دختر پاک و مؤمن انتخاب کند. وقتی از آنها می پرسی که چرا با یکی از همان دخترهایی که دوست بودی، ازدواج نمی کنی، پاسخ می دهند: «کسی که با من دوست بوده، هیچ بعید نیست با شخص دیگری هم دوست بوده باشد، این جور دخترها به درد ازدواج نمی خورند.»

البته در پاره ای موارد هم دوستی های خیابانی منجر به ازدواج شده و تا حدی آنان در زندگی زناشویی موفق بوده اند.

عبدالرضا حسینی، کارشناس مددکاری ناجا در این خصوص می گوید: تردید و بدبینی به مرور زمان عرصه را بر زندگی مشترک جوانانی که از طریق دوستی های خیابانی با هم آشنا شده اند، تنگ می کند، به عبارت دیگر بعد از اینکه مدتی از زندگی مشترک آنها گذشت و همه چیز به صورت عادی درآمد، این افکار به ذهن آن جوان یورش می برد که چرا همسرش زمانی که مجرد بود، با او به راحتی ارتباط برقرار کرد؟ یا آیا او قبلاً هم با کسی ارتباط داشته؟ یا آیا او اکنون به من وفادار می ماند؟

این مشاور و مددکار تصریح می کند: برخی اظهار می دارند که دوستی من به خاطر این بوده که می خواستم او را بشناسم که به نظر من این شیوه ساده لوحانه می آید؛ چرا که هرگز کسی که برای ایجاد چنین ارتباطی تلاش کرده، حاضر نمی شود فهرستی از معایب و نقایص خود را در اختیار طرف مقابل قرار دهد، بلکه او در اولین برخورد سعی می کند علایق و سلایق طرف مقابل را بشناسد و آن چنان باشد که شما می خواهید نه آن چنان که در واقع هست.


* پارتیهای خطرناک
برخی از دوستی های میان دختر و پسرها، به ویژه در میان اقشاری که تلاش می کنند به اصطلاح به روزتر زندگی کنند، در پارتیها و میهمانیهای دوستانه اتفاق می افتد.

این مسأله به ویژه در میان افراد مرفه و کسانی که امکان برگزاری چنین پارتیها یا شرکت در آنها را دارند، بسیار بیشتر دیده می شود و تفاوت ماجرا فقط در بخش اول یعنی نحوه آشنایی و آغاز دوستی است و ادامه داستان درست مشابه دوستی های پنهانی و خیابانی است.

کاشفی، یک پژوهشگر اجتماعی با تحقیقی بر روی 230 جوان و نوجوان دختر و پسر دریافته که حدود 56 درصد جوانان علاقه دارند که همراه با دوستانشان در میهمانی های شبانه شرکت کنند، همچنین 6/42 درصد از این عده بیش از یک بار در میهمانیهای مختلط شرکت کرده اند.

یافته های این تحقیق نشان می دهد، 88 درصد از افرادی که حضور در پارتیهای مختلط را تجربه کرده اند، بدون اطلاع خانواده هایشان بوده است. 31 درصد از جوانان پاسخ داده اند که از ترس خانواده در چنین جشنهایی شرکت نمی کنند و 12 درصد اصلاً تمایلی به حضور در میهمانیهای مختلط نداشته اند.

روزبه، یک جوان دانشجو که در این پارتیها شرکت داشته در این خصوص می گوید: اصولاً چند نوع مختلف از میهمانیهای این چنینی برگزار می شود. اول جشنهایی که با عنوان تولد یا فارغ التحصیلی و امثال آن برپا شده و همه چیز در افراطی ترین شکل آن به دست دادن، روبوسی و رقص ختم می شود.

وی می افزاید: اکس پارتی نوع هیجان انگیزتر این پارتیهاست که در این گونه جشن ها اغلب از میهمانان با قرصهای اکس پذیرایی می شود تا با انرژی مضاعف در میان دوستان خود ظاهر شوند و نوع سوم و خطرناک این گونه پارتیها «*** پارتی» است که در آن همه چیز از کنترل افراد خارج است و هر نوع حادثه زیانباری محتمل به نظر می رسد.


* پایان زیانبار
به هر حال تاکنون هرچه گفتیم از دوستی های پنهانی و خیابانی و یا دوستی هایی است که در جریان پارتیها به وجود می آید و اینکه می تواند چه حوادثی برای دختران داشته باشد.

به طور قطع نمی توان پایان این قبیل دوستی ها را ازدواج، خوشبختی و یا زندگی رویایی تصور کرد، بلکه بیشتر باید کلانتری، آگاهی، دایره مفاسد اجتماعی و دادگاه را پیش چشم دید؛ زیرا نگارنده حداقل در صدها پرونده شاهد بوده که پایان چنین دوستی هایی بر این اماکن ختم شده است.

اینکه دختر تا چه اندازه مورد سوء استفاده قرار گرفته باشد خود مسأله ای جداست که در دادگاه به آن رسیدگی می شود، اما بد نیست حداقل برای روشن شدن ذهنتان بدانید که بیشترین موارد این چنینی با آزار و اذیت دختر توسط پسر و دوستان وی همراه بوده و بعد از آن هم دختر به دلیل رابطه پنهانی نتوانسته ادعای خود را مبنی بر به عنف بودن آزار و اذیت اثبات کند.

گذشته از اینها این گونه ارتباطها اثرات سوء دیگری هم دارند که عبدالرضا حسینی به پاره ای از آنها اشاره می کند.

این کارشناس مددکاری می گوید: دوستی های خیابانی با افراد مختلف در دخترها ایجاد یک احساس کاذب و رویایی برای انتخاب مرد ایده آل می کند که اندک اندک باعث می شود تا به هر مردی جواب مثبت ندهند و اگر هم به کسی پاسخ مثبت دادند، پس از مدتی زندگی و مقایسه او با دوستانی که داشتند، او را خارج از ایده آلها دیده، به تفاهم نرسند.

وی می افزاید: در برخی موارد نیز ممکن است تعدادی از همسایگان یا اقوام از ماجرای این دوستی ها باخبر شوند و آن وقت کافی است که خواستگاری برای تحقیق به آنها مراجعه کند و آنها از سر دلسوزی یا حسادت ماجرا را با آب و تاب بیشتری برای آنها بازگو کنند، قطعاً در این شرایط هیچ مرد معتقدی این دختر را برای زندگی انتخاب نخواهد کرد.

حسینی معتقد است عواقب وخیم تر از اینها هم وجود دارد که ذکر برخی از آنها عبرت آموز است.

وی می گوید: برخی دختران در دوران دوستی خود با پسری مقداری عکس و فیلم تهیه می کنند که عمدتاً نزد پسر باقی می ماند و او می تواند از این تصاویر نهایت سوء استفاده را بنماید، مثلاً آنها را در اینترنت قرار داده یا به وسیله آنها از دختر و خانواده اش اخاذی کند.

* پس پلیس کجاست؟

شاید بسیاری از خوانندگان این مطلب در نهایت بپرسند پس نقش پلیس در این ماجراها چیست؟

در این موارد باید این پاسخ را بیان کرد که دوستی های پنهانی وقتی برای خانواده که از همه به دختر نزدیکتر است، پنهان می ماند چگونه ممکن است برای پلیس قابل کشف باشد، هر چند که در شرایط کنونی نیز مأموران پلیس هر روز تعدادی از این دخترها را همراه پسرها دستگیر می کنند، اما تا زمانی که اتفاقی نیفتاده، خانواده ها با حضور در مراکز انتظامی حتی به مأموران متعرض هم می شوند که چرا هر جا یک دختر و پسر را می بینید بازداشت می کنید آنها که جرمی مرتکب نشده اند.

پلیس زمانی متوجه بروز حادثه می شود که جرم واقع شده و دختر و خانواده اش برای شکایت از کسی که اکنون شاید متواری شده یا در دسترس نیست، به آگاهی یا کلانتری مراجعه کرده اند.

هر چند پلیس در این بخش نتوانسته به طور کامل و صد درصد موفق باشد، اما حتی با دستگیری فرد متجاوز نیز هیچ مشکلی از دختر و خانواده اش حل نمی شود، بنابراین در این جرایم که یک پای آن دختر است و حداقل در زمینه سازی آن شریک است، پیشگیری با آموزش و فرهنگ سازی بهتر از هر چیزی جواب می دهد و خانواده می تواند عمده ترین نهاد مؤثر در کاهش جرم باشد.